X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سوشید

کمی فکر کنیم

امروز سه شنبه در روزنامه همشهری - ویژه نامه کاشان به مطلب جالبی برخورد کردم که نتوانستم از کنار آن به راحتی بگذرم. عین مطلب به شرح زیر است:

«تا نیمه اول امسال شمار روستائیان و عشایر بیمه شده برزک به هزار خانوار می رسد

کاشان- خبرنگار همشهری: صندوق بیمه اجتماعی روستائیان و عشایر وابسته به وزارت رفاه و تامین اجتماعی در بخش برزک کاشان ظرف مدت ۴۰ روز ۵۱۴ خانوار روستایی را تحت پوشش قرار داده است.

کارگزار این صندوق گفت: در اجرای اصل ۲۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تکلیف قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی به منظور بیمه کردن عزیزترین اقشار جامعه، صندوق بیمه اجتماعی روستائیان و عشایر وابسته به وزارت رفاه و تامین اجتماعی تشکیل شده است.

محمد حسین عقیلی افزود: با تشکیل چنین صندوق وعده های ۴۰ ساله عمل نشده به روستائیان و عشایر در برخورداری از مزایای بیمه ای مانند مستمری بازنشستگی، از کار افتادگی کلی در حوادث و بیماری و بازماندگان بیمه شده به پایان رسید.

وی ابراز امیدواری کرد که تا پایان نیمه اول امسال تعداد بیمه شدگان تحت پوشش صندوق بیمه اجتماعی روستائیان و عشایر در بخش برزک به بیش از هزار خانوار برسد.

عقیلی گفت: به منظور تشویق و ترغیب مردم و گسترش فرهنگ بیمه در بین روستائیان به روستاهای این بخش رفته ایم و به روستائیان آموخته ایم که بیمه اجتماعی یعنی مبارزه با فقر، تبعیض و فساد و با اقدامات انجام شده توانسته ایم در سطح شهرستان کاشان اول و نسبت به جمعیت بخش در سطح استان بالاترین آمار را داشته باشیم.

بیمه شدگان تا به حال بیش از یک میلیارد ریال به حساب صندوق واریز کرده اند.»

طبق اصل ۲۹ قانون اساسی داریم:

برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بی‏سرپرستی، در راه ‏ماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و غیره، حقی است همگانی.
دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند.
 
 
متن فوق سوالاتی را در ذهن من ایجاد کرد:
 
۱- چرا تا کنون این اصل ۲۹ قانون اساسی بصورت عادلانه اجرا نگشته است؟
 
۲- همگی اطلاع داریم که در عین حالی که درصد بسیار بالائی از مصرف تولیدات دامی و کشاورزی کشور توسط روستائیانی تولید می شود که بصورت سنتی عمل نموده و به تبع آن با هزینه های بالا و درآمد پائین روبرو می باشند و برای امرار معاش چاره ای جز این ندارند.
حال سوال اینجاست که این صندوق از روستائیانی که از جیب خود مواد غذایی کشور را تولید می کنند در یک منطقه کوچک ۱۰۰ میلیون تومان به صندوق واریز کرده اند تا زمانی به خودشان برگردانده شود؟!
 
۳- آیا فکر نمی کنید دریافت مشارکت مردمی از روستائیانی که بی درآمد ترین قشر جامعه هستند از چه نوعی از  عدالت است؟
 
۴- سوال دیگر اینکه هزینه بوروکراسی ایجاد این صندوق چقدر می باشد؟ آیا ادارات تامین اجتماعی بدون اضافه کردن این سازماندهی و صرف این هزینه نمی توانست مجری این امر قرار گیرد؟
 
۵- در حالی که طبق قوانین صندوق دولت نیز درصدی را به عهده گرفته است آیا در حال حاضر چه مبلغی به این صندوق واریز نموده؟ یا اینکه هزینه های بوروکراسی از جیب خود کشاورزان می باشد؟
 
۶- کشاورزانی که سالیان سال در تولید این مملکت نقش داشته و در حال حاضر پیر و از کارافتاده شده اند چگونه از این صندوق استفاده می کنند؟
 
۷- آیا درمان نیز به عنوان یک امر مهم در وظایف این صندوق دیده شده است؟ ( البته اطلاع داریم که درمان روستائیان توسط سیستم ارجاع یا پزشک خانواده در نظر گرفته شده است که آن نیز جای بحث بسیار دارد ولی چون این قشر از جامعه از کم توقع ترین طبقه و از طرفی عدم آگاهی با قوانین هیچ حرف و نقدی در این مورد به عمل نیامده است که در جای خود به آن خواهم پرداخت)
 
۸- آیا روستائیان در مورد سرانه ها در کلیه موارد از تغذیه گرفته تا خدمات و .... به حق و حقوق خود می رسند؟ و طبق قوانین اعمال می شود ؟ و یا فقط در این مورد طبق قانون می باید خود نیز مشارکت داشته باشند؟
 
در پایان
 
طبق سیاست های گذشته در مورد روستائیان مهاجرت بالای جمعیت از روستا به شهر را داشته  ایم. از حال به بعد نیز آیا به گونه ای دیگر است.
 
نمونه آن در یافت ۱۰۰ میلیون تومان ظرف ۴۰ روز از ۵۱۴ خانوار کم در آمد روستایی؟!!!
 
کمی فکر کنیم !