X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سوشید

التهاب نافرمانی و گناه

یه وقتهایی در برخورد با بعضی مسائل، خیلی کوچک می شوی و خرد

عارفی که یکی از بهترین روزهای عمرش را بیرون انداختنش از مسجد به علت کثرت شپش در لباسهایش می داند.

و این تفکر مورد انتقاد عارفی دیگر

اما

خرد شدنی نزد مخلوق که احترامی نزد خالق کسب کند چه زیباست

و

زدودن زنگاری است از روحی که در غبار و دود زندگی امروزی مجالی برای دیدن ندارد

و در لذت این روح برهنه

گاهی

به فکر پیش خرید «درد» می افتم برای خود

دردهای زمان حال و آینده

و با عشق بازی در غم های گذشته

حتی روزی که

پرنده ای ضعیف و نحیف محصول فاصله طبقاتی جامعه شعارزده

از داخل دستانم به آسمان پرید

پیش خرید دردهای خود و همه آنانی که می شناسم و

به آنان عشق می ورزم

درد  پیرمرد کشاورزی با یک عمر زحمت و رنج

درد جوانی با غرور شکسته

درد کودکی که در زندان بی تدبیری پدر و مادر خود الفبای زندگی می آموزد

درد کارگری که چاره ای ندارد جز استثمار شدنش

درد زنی با سالهای تلخ رنج و مرارت حاصل از فقر فرهنگی

درد محصلی که به او گفته می شود فقط به درست فکر کن

درد کارمندی که حقوق را مساوی با زمان از دست رفته اش می داند در سیستم ناکارا

و گاهی

تصمیم می گیرم بغض فروخورده را کنار دوستی نامهربان بگشایم

اما نه

شاید از التهاب نافرمانی و گناهی

گرم کنم

یخبندان و سرمای بی تحملی و بی ظرفیتی خود را از کوچک شدن ها و خرد شدن ها