X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سوشید

۲۱۳- مطلبی در باره چهره زشت


چهره زشت شاید به نظر بسیاری از افراد، خصوصاْ دخترای امروزی معضل باشد  ولی چهره زشت و زیبا فقط حکمت خداست. شاید که صورت زیبا فقط پوستینی باشد بر سیرت زشت.

(دختر زشت)

خدا یا بشکن این آئینه ها را
که من از دیدن تو آئینه سیرم
مرا روی خوشی از زندگی نیست
ولی از زنده ماندن نا گزیرم
از آن روزیکه دانستم سخن چیست ـــ
همه گفتند: این دختر چه زشت است
کدامین مرد، او را می پسندد؟
دریغا دختری بی سرنوشت است.
***
چو در آئینه بینم روی خود را
در آید از درم، غم با سپاهی
مرا روز سیاهی دادی، اما
نبخشیدی به من چشم سیاهی
***
به هر جا پا نهم، از شومی بخت ـــ
نگاه دلنوازی سوی من نیست
از این دلها که بخشیدی به مردم ـــ
یکی در حلقه گیسوی من نیست
***
مرا دل هست، اما دلبری نیست
تنم دادی ولی جانم ندادی
بمن حال پریشان دادی، اما ـــ
سر زلف پریشانم ندادی
***
به هر جا ماه رویان رخ نمودند ـــ
نبردم توشه ای جز شرمساری
خزیدم گوشه ای سر در گریبان
به درگاه تو نالیدم بزاری
***
چو رخ پوشم ز بزم خوب رویان ـــ
همه گویند: که او مردم گریز است
نمی دانند، زین درد گرانبار ـــ
فضای سینه من ناله خیز است
***
به هر جا همگنانم حلقه بستند ـــ
نگینش دختر ی ناز آفرین بود
ز شرم روی نا زیبا در آن جمع ـــ
سر من لحظه ها بر آستین بود
***
چو مادر بیندم در خلوت غم ـــ
ز راه مهربانی می نوازد
ولی چشم غم آلوده اش گواهست
که در اندوه دختر می گدازد
***
ببام آفرینش جغد کورم
که در ویرانه هم، نا آشنایم
نه آهنگی مرا ، تا نغمه خوانم ـــ
نه روشن دیده ای، تا پرگشایم
***
خدایا!  بشکن این آئینه ها را
که من از دیدن آئینه سیرم
مرا روی خوشی از زندگی نیست
ولی از زنده ماندن ناگزیرم
***
خداوندا! خطا گفتم، ببخشای
تو بر من سینه ای بی کینه دادی
مرا همراه روئی نا خوشایند ـــ
دلی روشنتر از آئینه دادی
***
مرا صورت پرستان خوار دارند ـــ
ولی سیرت پرستان می ستایند
به بزم پاکجانان چون نهم پای
در دل را به رویم می گشایند
***
میان سیرت و صورت، خدایا ! ـــ
دل زیبا به از رخسار زیباست
بپاس سیرت زیبا، کریما! ـــ
دلم بر زشتی صورت شکیباست.
*****
شادروان مهدی سهیلی (مجموعه شعر اشک مهتاب)