X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سوشید

۲۶۳- ما و پرچم ایران

 
دکتر عبد الرضا مدرس زاده:

امروز صبح برنامه مردم ایران سلام با خانمی از فولادشهر اصفهان گفتگوی تلفنی داشت که بحثشان به جایگاه فیزیکی پرچم  ایران در مکان های عمومی کشور کشیده شد.

یادم آمد چند سال پیش میهمان محترمی که به تازگی از فرنگ برگشته بود در دانشگاه میهمانم بود . جضور او در دانشگاه همزمان با یکی از جشن های مذهبی بود و مسئولان دانشگاه به همه تیرهای چراغ برق و درختان و داربست ها پرچم ایران را آویخته بودند! میهمان ما از این همه نصب پرچم به شکل افراطی گله داشت که چرا پرچم مقدس کشور را که  در هر مکان رسمی یک یا دو مورد آن باید بر پایه مخصوص نصب باشد این گونه به همه درختان آویخته اند .  پاسخ این است که ما هنوز ابزارهای ابراز شادی را فراهم نکرده ایم و از کاغذ ها و پارچه های رنگی آن گونه که شاید و باید استفاده نکرده ایم و رنگ های ما جز رنگ سیاه به رنگ سبز و سرخ محدود می شود . سبز برای شادی و سرخ برای محرم.

باری ماجرا ی دانشگاه گذشت تا به خیابان آمدیم و دیدیم که بخشی از خیابان را آسفالت می کنند و کارگری برای کاستن از سرعت خودروها و هشدار ایمنی دادن به آنها پرچم ایران را به عنوان علامت هشدار د خطر در دست گرفته است !

واقعیت این است که در سالهای پس از انقلاب جمله ای از حضرت امام بر زبان ها افتاد که ما هر چه سیلی خورده ایم از ملی گرایی  خورده ایم . این جمله  به  نظر می رسد به جریانات دولت موقت مرحوم مهندس بازرگان بر می گشت و اینجا ما قصد داوری آن را نداریم اما به هر حال این قبیل تعبیرات موجب شد که در برابر خلیج عربی و خلیج فارس در همان ایام خلیج اسلامی ! مطرح شود.

نصب پرچم و کاربردهای فرهنگی و اجتماعی آن هم از این مقوله است شما همچنان پس از سی سال گذشت انقلاب در مساجد و حوزه های علمیه و هیات های  مذهبی و مکان هایی مانند آن پرچم ایران را نمی بینید همچنان که سید حسن نصر الله را هیج کجا بی پرچم لبنان نمی بینید.

امید است روزی به این درجه از باور در باب ایران دوستی و مذهبی زیستن برسیم که پرچم ایران و سرود ای ایران فقط برای دهه فجر یا انتخابات از آرشیو ها و بایگانی ها بیرون نیاید. درست است که ما پرچم های یا حسین و یا صاحب الزمان را هم در دست می گیریم اما دنیا این کشور صاحب الزمانی را با آن پرچم رسمی و شناخته شده سه رنگ باید به رسمیت بشناسد. در غیر این صورت مانند کسی هستیم که در خانه او را به یک نام صدا می زنند و در اداره به یک نام و همسرش او را به یک نام!

پس یک رنگ و یک پارچه و یک شیوه و یک پرچم باشیم.

منبع : سبز اندیش کاشان