X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سوشید

۲۷۷- زن شایستگی و وقار دارد

... ادامه پست ۲۷۴

اتحاد کامل بین دختر و پسر با عنوان ازدواج یعنی چه؟ به جملاتی نگاه کنیم:

« پاسکال: انسان را می شود درک کرد فقط اگر از نظر خدا و یا یک انسان عالی به او نگریسته شود»(۱)

«سخن بردیائف در کتاب سرنوشت انسان: معنی و هدف اتحاد بین مرد و زن نوع و اهمیت اجتماعی آن نیست، بلکه وجود خود شخص، و تلاش وی برای نیل به کمال و کلیت زندگی، و علاقه اش به جاودانه بودن است»(۱)

اتحاد جهت کمال و جاودانه بودن اجتیاج به بررسی و نگاه کارشناسانه از زوایای مختلف دارد وظیفه ما حلاجی مسئله است بدون پیش داوری یا قضاوت های عجولانه و یا دادن نظریه های جورواجو

«هیچ دانشمندی حق ندارد معارض عقاید و اصول اخلاقی افراد بشود. علم، حقایق را به همان وضع که هست تعریف می کند؛ و بعد به بصیرت اشخاص وامیگذارد که یا به نفع خود از آنها استفاده بکنند و یا به مسئولیت خویش آنها را کنار بگذارند»(۱)

برای اینکه اهمیت این اتحاد برایمان روشن شود چاره ای نیست جز اینکه ابعاد بسیار و ظریف شخصیتی پسر و دختر مورد تجزیه و تحلیل کامل قرار گیرد. حتی از زمان نوزدای، چرا که بدون توجه به آن، نگاه به بحث اتحاد و تکامل و جاودانه بودن نگاهی سطحی خواهد بود و بی حاصل.

اگر از زاویه جنسی نگاه کنیم نظر فروید قابل تامل است:

«زندگی جنسی ما از دوران بلوغ سنی شروع نمی شود بلکه عملاْ از نخستین زمانهای دوران بچگی شروع می شود.»(۱)

و به گونه ای دیگر:

«در کودکی راه زندگی ثابت است، اما از روز بلوغ، زندگی در زمان پیش می رود. طرح نقشه مستلزم و متضمن داشتن تصویری از آینده است. و آینده اولین بعد زمان است که بچه کشف می کند. درک «حال» به معنای تنها زمانی که واقعاْ در آن هستیم، از امتیازاتی است که خاص مرحله بلوغ است.

یک نفر بالغ خود، جهان و زمان و ارزشها را کشف می کند. اما در حقیقت میتوان گفت که آنها را کشف نمی کند بلکه از این عوامل وجود که همیشه در زندگی او موجود بوده است اطلاع می یابد»(۱)

اما ایا درک برای جنسیت یکی است. برای پسر همانگونه است که برای دختر.  یاد جمله ای افتادم که مضمون آن اینگونه بود که: دخترها تا هنگام ازدواج به آینده فکر می کنند و پسرها از زمان ازدواج به بعد

بی شک تفاوتی عمیق وجود دارد و آن به گونه ای در جملات زیر بیان شده است:

«انسان زن را با درک مختصری می شناسد، اما مرد را تکه تکه بررسی می کند تا به خود واقعی او برسد. زنان همیشه خود خودشان هستند؛ منش آنان هرگز در نتیجه کیفیات لک بر نمی دارد. به این جهت زنان غالباْ یقین حاصل می کنند در جائی که بسیاری از مردان باهوش تردید دارند و در راهی که اغلب مردان عالیقدر نا امیدانه به بیراهه می روند زنان با سادگی و فروتنی راه راست را در پیش می گیرند.

زنان سنگ  معدن حقیقت را از اعماق وجود ما بیرون می کشند و آنها را در حیطه ی درک حواس ما قرار می دهند. نبوغ از نوع نبوغ مردان، استثنای نادری بین مردان است، و حال آنکه نبوغ زنان مختص هر زنی است. آنها بر مجردات و اخلاق مدون که از طرف مردان برای خود اینان تدوین شده است احساس و محل مصرفی ندارند؛ اما اخلاقی که در قلب هر زنی محفوظ است، اخلاق «اساسی»، یعنی قوانین غیر مدون است که نظامات واقعی نام دارد. زن به این قوانین سفت و سخت و به وضع مصالحه ناپذیری می چسبد. اگر زنان بخواهند کاری انجام بدهند، احتیاج ندارند انگیزه ای را با انگیزه ی دیگری موازنه کنند، و به عزم و اندیشه ی پیش از وقت و طرح ریزی نیاز ندارند. آنها به اقتضای وقت عمل می کنند. و از معرفت شان بر اساس مقتضیات موقعیتی که که با آن یکتا هستند اطمینان دارند. روزی از زنی شنیدم که می گفت «من مسائل را با اندیشه حل نمی کنم بلکه با آنها زندگی می کنم»

زنان نمی توانند تنها زندگی کنند؛ آنها باید به کس یا به چیز دیگری تعلق داشته باشند؛ این یکتایی راه زندگی آنها است و اگر از این تماسها دور نگه داشته شوند، مثل مرغ آن عشق، که اگر منزوی شوند بیحس و نالان می شوند، پژمرده می گردند.

زن شایستگی و وقار دارد و مرد احترام و افتخار. احترام و افتخار، ارزش مصنوعی است و از طرف جامعه داده می شود. و مفهوم آن از جامعه ای به جامعه ی دیگر فرق می کند، شایستگی و وقار رکن مادی وجود زن است و تغییر نمی کند و منهدم نمی شود. و جلوه ای از متانت شخصیت اوست.»(۱)

این جملات را به گونه ای بسیار عمیق درک کرده ام. معمولا زنان در برخورد با مسئله ای می گویند من اینگونه «حس می کنم» و مردان معمولا می گویند «فکر می کنم» (هرچند بسیار شده است که از مردان سیاستمدار شنید ه ام می می گویند «حس ما اینگونه است»)

یا وقتی پسری به دوست دختر خود  پیشنهاد ازدواج می دهد و دختر می گوید هیچ مشکلی بین ما نیست، فقط یه حسی به من می گوید که این ازدواج نمی تونه موفق باشد. و پسر اصرار پشت اصرار که حتماْ مشکلی هست بگو تا اونو رفع کنم و ....

شاید بتوان گفت:

زن همه احساس و مرد کمی فکر

ادامه دارد... 

(۱) کتاب روان شناسی جنسی - تالیف پرفسور اسوالد شوارتز - ترجمه ب. صمد، نوری نژاد