X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سوشید

۳۶۰- حواسم به شماست

- من رفیعی هستم، در رابطه با مهد می خواستم اگر فرصت دارید یک ده دقیقه ای باهم صحبت کنیم.
* ( در حالی که مشغول نوشتن پیش نویس نامه است) بله، گوش می کنم.
- ( قدری تامل)
* شما صحبت خودتون بکنید من گوش می کنم.
- عجله ای ندارم کارتون تمام بشود.
* نه بفرمایید من حواسم به شماست.
- ( در حالی که چاره ای نمی بینم...) ببینید همانطور که اطلاع دارید من سال قبل هم در این ارتباط آمدم خدمت شما و علاقمندم که یک مهد کودک در برزک راه اندازی بشود.

* (زنگ تلفن و جواب دادن به آن... ) خوب
- از طرف دیگر مجوز هم گرفته شده ولی وضعیت همکاری مشخص نیست.
* ( در حالی که یک تکیه ای به صندلی می دهد) ما شما را نمی شناسیم و با شما کاری نداریم طرف ما کسی است که مجوز دارد.
- بله من هم این را می فهمم و به همین خاطر
* ( زنگ تلفن و جواب دادن به آن...) خوب
- به همین خاطر آمده ام که با شما در این ارتباط صحبت کنم.
* شما خودتون صحبت کنید و ما کار با صحبت شما نداریم. ما فقط شخصی که مجوز به اسمش هست می شناسیم.
- بله می فهمم. بگذارید یک مثال بزنم.
* ( در حالی که مشغول نوشتن هست ) خوب
- چند ماه پیش آمدند گفتند می خواهیم در برزک امتیاز پیشخوان دولت بدهیم، بیایید ثبت نام کنید و یکی از شرایط هم داشتن لیسانس بود.
* پیشخوان دولت چیه؟
- یک سری خدمات از نوع پستی، مخابراتی و پست بانکی
* خوب
- چون استقبال نشد گفتند مدرک دیپلم هم مشکلی ندارد و باز استقبال نشد حال به التماس کردن رسیده اند.
* ما این طور نبود ما چند نفر را فرستادیم برای آزمون
- حرفی نیست ولی همین یک نفر که مجوز گرفت. آخرین تصمیمش به خاطر مسائل مالی، این بود که وارد میدان نشود.
* خوب نشود.
- این طور صحبت نکنید. من آمده ام اینجا تا با کمک همدیگر یک کاری انجام بدهیم. فقط برای من مهم است که حقوق و وظایف یکدیگر زیر نظر شما که دارای تجربه هستید، مشخص کنیم تا وسط کار به مشکل نخوریم.
* من می گویم یک کار بکنید؛ بیایید درصدی کار کنید.
- ببینید اصلاً حرف من پول نیست؛ من به عنوان بخش مالی مهد کودک و شخصی هم مجوز را می آورد و در مجموع، با حقوق و وظایف متقابل طرفین کار انجام می شود.
* (مشغول خوش و بش با همکار می شود و بعد...) ببیند ما در اینجا هم مهد کودک هایی سراغمان می آیند که به مشکل بر می خورده اند.  وقتی به ما مراجعه می کنند تازه می فهمیم وضعیت مشارکتی داشته اند.
- خوب من هم برای همین اینجا آمده ایم تا وضعیت از اول شفاف باشد.
* (نامه به دست از پشت میز بلند می شود) شما چه اختیاراتی می خواهید؟
- ( من به دنبال ایشان) من همانطور که بخش مالی را حمایت می کنم می خواهم در بحث مدیریتی نقش داشته باشم و حتی قسمتی از وقتم را صرف مجموعه نمایم.
* نه نه نه مرد نمی تونه داخل مجموعه باشه، حتی یک مورد هم در کاشان گزارش شد که همسر مربی داخل مهد رفت و آمد داشته و با آن برخورد شد.
- ولی مهد شما در برزک کارمند مرد هم دارد.
* اون دولتی هست و با خصوصی فرق می کنه .
- ( ایشان وارد اتاق ریاست می شود و من منتظر تابیرون بیایند...)
* خوب من چه کاری می تونم برای شما بکنم؟
- ببینید خودتون می دونید داخل برزک بحث اقتصادی این کار زیر سوال است.
* به من می گویید! من خودم 8 سال برزک کار کرده ام و می دانم.
- ( در حالی که تمرکز فکری ام را از دست داده ام) به همین خاطر با کمک همدیگر و روشن شدن حقوق و وظایف متقابل ....
....
...
در حالی که حالم خوب نبود و احساس سرگیجه و خفگی تواماً مرا تحت فشار داشت، از بهزیستی بیرون آمدم تا وارد پروژ ه ای بشوم که با در کنار هم قرار گرفتن قابلیت های متفاوت منشا خیری در شهر  برزک گردد.