X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سوشید

۵۱۲- متن دوست بسیار عزیز آقای سید محمد علوی

برزک بیدار است
دیروزیرای من یک روز قشنگ بود.با دوستانی بهتر از  برگ درخت به  برزک که  یکی از بزرگترین مناطق مهم روستائی  کاشان (شامل ٩ روستا ) می باشد، رفتیم.این سفر بنا به دعوت دست اندر کاران نشریه بهشت پنهان بود. این ماهنامه موفق شده است تا کنون 14 شماره رادر سطحی وسیع منتشر کند.  لوگوی ماهنامه آنان  خبر از پوشش دادن  مسایل فرهنگی اجتماعی کل استان رامی دهد.در ذات این بیان لابد همت بلندی هم قرار دارد.این همت و طراوت وسر زندگی بچه های نشریه باعث شده بود که به فکر ایجاد یک پیوند مبارک با بچه های دیگر مناطق باشند.بخصوص زحمات وتلاش های مدیر اجرایی نشریه جناب آقای مجید رفیعی . با این پیوند برزک سرسبز، دیروز سبز تر شد.جلوس ما مهد کودک برزک انتخاب شده بود.خانه ای سرسبز که در کنار جریان تندجوی آبی قرار داشت.
چه گوارا این آب
چه زلال این رود
مردم بالادست چه صفایی دارند
چشمه هاشان جوشان ،گاوهاشان شیر افشان باد
من در این خانه به گم نامی نمناک علف نزدیکم
آشنا هستم با  سرنوشت ترآب ، عادت سبز درخت
 بعد از خوردن یک صبحانه مفصل مارا بر فراز برزک بردند.تماشای یک شهر از بالا زیبایی خاصی دارد. چهارکوه ، هفت محله برزک را چون نگین زمردین در برگرفته است .یازده چشمه از این کوه ها می جوشد. این دره  سر سبز و خوش آب و هوا با داشتن این چشمه ها در کنار رودخانه ای که در میان کشتزار ها روان است، چشم اندازی بس زیبا و دلنشین دارد.از آن فراز به دهقانان ،باغداران ،دامداران ، قالی بافان وگلاب گیران اندیشیدم . به این که هفتاد درصد پرورش گل و تولید گلاب کاشان در  برزک است.به شاه توت که بعد از گل محمدی محصول معروف برزک است. به ٧٥ کارگاه سنتی گلاب گیری.
بی گمان در ده بالا دست چینه ها کوتاه است
مردمش می دانند که شقایق چه گلی است.
 پس از آن به یک «خانه باغ» قشنگ  رفتیم.باغی پر از درخت و  اب روان ومهربانی.دختران باغ مشغول آماده کردن چای شدند.چایی  با بوی خوش آتش چوب وطعم آرامش گذشته ها.دانایی وآگاهی ومحبت  مادر باغ(خانم بیدگلی زاده) مرا به یادباغ سهراب انداخت:
باغ ما جای گره خوردن احساس وگیاه
باغ ما نقطه برخورد نگاه وقفس وآینه بود
باغ ما شاید قوسی از دایره سبز سعادت بود
 برزک اگر چه در دره ای در دامنه کوه های کرکس خفته اما زنده دلی وبیداری مردمش ملموس بود.بخصوص  بر وبچه های نشریه.به آنها گفتم اگرمطالب یک نشریه را به سه قسمت خبری و تفننی واثر گذار تقسیم کنیم نشریه شما سعی کرده این سه ویژگی را در خود حفظ کند.ولی اگرسر سودای تحول در فرهنگ را دارید  به سومی بیشتر بها دهید.
جمعیت برزک را که با جمعیت شهر خودم نوش آباد مقایسه می کنم.می بینم ما با آن که نیروهای بیشتری داریم ولی نه نشریه داریم نه مثل آنها موزه مردم شناسی داریم.موزه ای که سال هاست حرفش را می زنیم ولی خبری از آن نیست.ما نشریه خوبی به نام انوشه داشتیم.یک تیراژ سه هزار تایی که بصورت مجانی در بین سه هزار خانوار نوش اباد توزیع می کردیم .ولی علی رغم داشتن نیروهای فرهنگی در  شورای شهر وشهرداری این مهم به دست غفلت وفراموشی سپرده شد.
برزک را سبز دیدم ولی سبز تر از آن همت وتلاش بچه هایی بود که به امر فرهنگ توجه کرده بودند. حسینیه آنها  مجهز به سن بود. وجود میز وصندلی در حسینیه خبر ازبر گزاری جلسات فرهنگی هم می داد.وجود خانم ها در جلسه هیئت تحریریه مجله نشان توجه به مشارکت  وهمدلی بود.از موزه مردم شناسی بسیار لذت بردم.همه چیزش خبر از اعصار قدیم می داد.به امامزاده  سراج الدین موسی بن جعفر (ع) که رسیدیم غرق عشق شدیم. یکی از دوستان  گفت این جا برای مردن خیلی خوب است.فضاها خیلی آرامش بخش وطبیعی وهمراه سرسبزی  بود.
وخدایی که در این نزدیکی است
لای این شب بوها،پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب،روی قانون گیاه