X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سوشید

۲۰۶- کویر باور


یه درخت خشک وبی برگ میون کویر داغ --توی ته مونده ذهنش نقش پررنگ یه باغ
شاخه سبز خیالش سر به آسمون کشید --بر رودوشش همه پر شد ز اقاقی سپید
زیر سایه خیالی کمکمک چشماش بست-- دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست
اولی گفت اگه بارون باز بباره توکویر--- دیگه اما سررسیده عمر این درخت پیر
دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود --جنگل  و پرنده بود و گذر زلال رود
گفتن از جا پریدن با یه دنیا خاطره---- اون درخت اما هنوزم تو کویر باوره