X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سوشید

۴۹۳- نامه عمربی الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی، شاهنشاه پارس

 از وبلاگ عبدالصمدرحمان بیدگلی

نامه عمربی الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی، شاهنشاه پارس

(اصل این نامه ها در موزه لندن نگهداری می گردد)


از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین

به: یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

 

یزدگرد! من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجاتت به تو پیشنهاد میکنم. شروع کن به عبادت خدای یگانه، یک خدای واحد، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است. ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم. او که خدای حقیقی است. آتش پرستی را متوقف کن. به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند، به ما بپیوندد برای پیوستن به حقیقت.

الله، خدای حقیقی را بپرستید. الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید. اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام بیاورید تا بتوانید الله اکبر را بعنوان ناجی خود قبول کنید. با اجرای این، تو تنها راه بقای خود و صلح برای
پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است، تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه میباشد.

الله اکبر

(محل امضای عمر)

خلیفه المسلمین

عمربن الخطاب


پاسخ یزدگرد سوم به نامه عمربن الخطاب

 

از: شاهنشاه، شاه پارس و غیره، شاه خیلی از کشورها، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارس ها و خیلی دیگر از نژادها و نیز تازیان، شاهنشاه پارس، یزدگرد سوم ساسانی.

 

به: عمربن الخطاب، خلیفه تازی

 

به اهورا مزدا! آفریننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته ای میخواهی ما را به سوی خداوندت الله اکبر هدایت کنی بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه چیز را پرستش می نماییم.

شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای! با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازی است، ولگردی در بیابان تازیان و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!

مردک! تو به من پیشنهاد میکنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارس ها ایزد یکتا را پرستش نموده و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند. سالهاست که در این سرزمنی فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.

زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده و پرچم " پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک " را برافراشتیم، تو و نیاکانت بیابان گردی میکردید. سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده به گور می نمودید!

مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگار خداوند قائل نیستند! شما فرزندان خدا را گردن میزنید. حتی اسیران جنگی را ، به زنان تجاوز میکنید، دختران خود را زنده به گور می نمایید، به کاروانها یورش می برید، قتل عام میکنید. زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید. قلب شما زا سنگ ساخته شده ، ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب میشوید محکوم میکنیم. چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده درحالیکه این گونه اعمال را مرتکب میشوید؟

تو به من میگویی پرستش آتش را متوقف کنم! ما، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم. روشنی و گرمای آفتاب و آتش مار قادر میسازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم. به ما کمک میکند تا به یکدیگر مهر ورزیم، ما را روشن نموده و قادر میسازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگاهداریم. خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز، او را تازه کشف کرده و او را به نام الله اکبر نامگذاری نمودید. اما ما مثل شما نیستیم. ما با شما در یک رده نیستیم. ما به نوع بشر کمک میکنیم، ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم. ما نیکی را در زمین می گسترانیم. هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ، در حالیکه شما به نام الله اکبر سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرار میدهید! شما مردم را قتل عام میکنید، قحطی و قلا می آورید. ترس و فقز برای دیگران، شما به نام الله اهریمن می آفرینید. چه کسی مسوول اینهمه بدبختی است؟

آیا این الله است که به شما فرمان میدهد تا بکشید، غارت نمایید و تخریب کنید؟ آیا این شما رهروان الله هستید که به نام او این اعمال را انجام میدهید؟ یا هردو؟

شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته، شما میخواهید از طریق لشگرکشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید. شما وحشیان بیابانی هستید در حالیکه می خواهید به مردم شهرنشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی میکنند درس عشق به خدا بدهید. ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم. که به راستی یک ابزار نیرومند میباشد. به ما بگویید؟ با تمام لشگرکشی هایتان،توحش، کشتار و قحط و قلا به نام الله اکبر شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟ شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیرمسلمان نیز بیاموزید؟ شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته ای، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟

افسوس، آه افسوس... که امروز ارتشهای پارسی اهورا از ارتش های الله پرست شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش کنند، همان پنج نوبت در روز را، اما با زور شمشیر که او را الله صدا کنند و او را به عربی عبادت نمایند، زیرا که الله شما تنها عربی میفهمد! پیشنهاد مینمایم، تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع نموده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی میکردید برگردید. آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند، زندگانی قبیله ای، خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر. من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمینهای حاصلخیز ، شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این "جانوران قسی القلب" را برای قتل عام مردم ما، دزدیدن زنان و فرزندان ما، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا به نام الله اکبر مرتکب اینگونه اعمال شوند. به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.

آریایی ها بخشنده ، گرم، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هر جایی که رفته اند، آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند، عشق، خرد و حقیقت. بنابراین آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.

من از تو درخواست میکنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و به شهرهای متمدن ما نزدیک مشو، زیرا که اعتقادات تو "خیلی مهیب" و "بسیار وحشیانه" میباشد.

 

(محل امضای یزدگرد سوم)

شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی